تبليغاتX
**** **** سربازان آخرین سفیر
سربازان آخرین سفیر
Fri 3 Jul 2009
روز پدر گرامي باد ...

 

به ياد پدراني كه هنوز زخم سالهاي دفاع مقدس را با خود دارند...

 

پـــدر

جمله اش مبتدا  نمی خواهد

لحظه هایش پر از خبر شده است

تیتر های عریض تر بنویس

سرفه هایش شدید تر شده است

بنویسید ((داشت می سوزد …! ))

بنویسید((داشت می میرید …! ))

در نفس های لخته این مرد

گاز اعصاب شعله ور شده است

چشم هایش دو تیله ساعت

دست هایش دوتکه چوب ، آری

دوست دارد بغل کند اورا

تازه این روزها  پدر شده است

دوست دارد بغل کند او را

دوست دارد که حس کند او را

دوست دارد که حس کند ، بابا

دیگر آماده سفر شده است

گاه خیره به دور می گرید

گاه خیره به خویش می خندد

گریه و خنده هر دو را عشق است

عشق این گونه درد سر شده است

بیست و یک سال روی موج جنون

بیست و یک سال ربنایش خون

و دعایی که مرگ می خواهد ... ،

و دعایی که بی اثر شده است ...

 

التماس دعا


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 10:4
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">