تبليغاتX
**** **** سربازان آخرین سفیر
سربازان آخرین سفیر
Thu 17 Jan 2008
السلام علیک یا ابا عبدلله الحسین ...

 

 

این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار ، دلها را می شکند و بی اختیار اشک را در پشت پلکها بی قرار می کند ؟

این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره مقدس تو بر قلبها می نشاند و جگر هارا خواه  نا خواه  به آتش می کشاند ؟

آدم (ع) که برای پذیرش توبه خویش خداوند را به اسماء حسنای او سوگند می داد وقتی به نام تو رسید یا قدیم الاحسان بحق الحسین بی اختیار دلش شکست . برای اول بار حضور اشک را در چشمها تجربه کرد ، از جبرئیل پرسید که چه سری است در این نام  که فرق دل را می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند ؟

آنگاه که جبرئیل (ع) مصیبت عاشورای تو را بیان کرد آدم سیر گریست و تازه پی به راز (( انی اعلم مالا تعلمون )) خداوند برد .

این گریه دست ما نیست . اختیار اشک در این مصیبت با ما نیست ، دل ما سنگ هم که باشد در مصیبت تو ،نه میشکند که  خون می شود ، کدام سنگ را روز عاشورا از زمین برداشتند و دلش را خونین ندیدند ؟

چگونه می شود که تو بر فراز قله حقیقت بایستی و فریاد بزنی (( هل من ناصر ینصرنی )) و ما در حسرت این چهارده قرن دیرتر رسیدن به عاشورای تو ، در حسرت چهارده قرن دیرتر شنیدن فریاد استمداد تو ، در خویش مچاله نشویم ؟

 

 

 

آنها که یک روز به عاشورای تو رسیدند مگر نه  تا آخر عمر در آتش حسرت گداخته شدند ؟

یا لیتنا کنا معک به خدا تعارف نیست ، ما چهارده قرن در عدم ، از غم این عقب ماندگی خویش خون دل خوردیم .

تو در پاسخ زینب که در آخرین لحظات عرضه داشت : ( اعزمت للموت ؟ ) گفته باشی : ( چگونه عزم مرگ نکند آن کس که میان خیل کفار بی  یاور و معین  مانده است  ؟ ) و ما آتش نگیریم از این کلام ؟

تو به قمر بنی هاشم گفته باشی (( الان انکسر ظهری و قلت حیلتی )) و پشت آسمان از هم نشکند و قلب اضطرار از هم ندرد ؟

 

 چگونه مکن است تو به سکینه گفته باشی : ((لا تحرقی قلبی )) و قلب ما از آتش نهفته در تک تک  حروف این کلام  خاکستر نشود ؟

سجاد تو ، این معنای آیه فاستقم ، بر دروازه شام گفته باشد: (یا لیت امی لم تلدنی) و ما از شرم زنده بودن خویش نمیریم ؟

تو پاره جگر خویش را بر دست گرفته باشی و خون آن عزیز را بر آسمان بپاشی و آنگاه بگویی : ((آنچه این مصیبت را بر من آسان می کند در نظر معشوق بودن آن است )) و ما تحمل این مصیبت که بالهای ملائک را از اشکهایشان تر کرد چگونه بتوانیم ؟

دشمن تو لعنت الله علیه در آستانه قتلگاه گفته باشد (( شغلتنی نور وجهه عن التفکر  فی قتله )) وما ... وما ... دلهایمان همیشه شکسته است و اشک در پشت پلکهایمان هماره بی قراری می کند .

 

 

لایوم کیومک یا ابا عبدلله

 

نوشته : سید مهدی شجاعی برگرفته از کتاب خداکند تو بیایی با اندکی تصرف


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 15:15
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">