به یاد غریب ترین مادر دنیا ...
ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه درو دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این است:
ای کاش در سوخته مسمار نداشت
آسمان ، این شبها که می رسد عجیب بی قراری می کند و زمین داغ دلش تازه می شود و زخم شرمش سرباز می کند .
ملکوتیان حق دارند سر بر دیوار عرش بگذارند و های های گریه کنند .
و تنها خداست که می تواند تسلای دل علی باشد.
ماه حق دارد که گوشه اختفا را برای گریه اختیار کند و ستارگان چه کنند اگر سر بر شانه یکدیگر نگذارند و مصیبت را زبان نگیرند .
آن خانه نمی دانم آن شب به چه قدرتی بر پای ایستاده بود ، آن مدینه چه مدینه ای بود که چنین مصیبتی را تاب آورد ودر هم نشکست . آن چه قبرستانی بود که سر چشمه ی عصمت را در خویش فرو برد و دم بر نیاورد . آن چه خاکی بود که به خود چرات داد فاطمه را از علی جدا کند ؟
چرا آن خانه بر جای ماند ؟ چرا مدینه ویران نشد ؟ چرا آسمان در خود نپیچید ؟
چرا بغض زمین نترکید ؟ چرا عالم فرو نریخت ؟
گفته اند در عاشورا وقتی زخم در جان خورشید نشست و زمین ، پیکر مبارک حسین - قلب عالم امکان - را بر خویش قطعه قطعه دید ، به لرزه در آمد و آسمان تیره وتار شد و غبار خشم خداوند از جای جنبید . در آنجا سجاد سلام الله علیه دست بر زمین کوفت و زمین را به آرامش خواند ، سر به آسمان برداشت و آسمان را دعوت به سکوت کرد .

آسمان وزمین هر دو ، تنها در اجابت فرمان امام خویش آرام گرفتند ، دندان بر جگر نهادند ، خون به لب آوردند ، ولی دم نزدند . مویه کردند ، ولی فغان نکردند . در خویش شکستند و گریستند ، اما ضجه نزدند .
چه رازی بود در شهادت زهرا که خانه فرو نریخت ، مدینه زیر و رو نشد ، عمود خیمه آسمان نشکست و زمین متلاشی نگشت ؟
آفرینش این تحمل را از کجا آورده بود ؟
مگر نه زهرا والاترین محبوبه خداوند بود و خدا به بهانه وصلتش فرموده بود " احب النساء الی ".
مگر نه فاطمه محور کسا بود وبقیه وابستگان او ؟ پیامبر پدر او بود و علی همسر او وحسنین فرزندان او-_سلام الله علیهم اجمعین – ؟ " هم فاطمه و ابو ها و بعلها وبنوها " مگر نه رضای خداوند در گرو رضایت مرضیه بود وغضب خداوند در گرو خشم او ؟ مگر نه صدیقه کبری راز آفرینش زن بود ، بهانه خلقت نسوان ؟
مگر نه پس از خداوند والاترین مقام و عظمت از آن زهرا بود و برترین نوال و بخشش نیز از آن او ؟
مگر نه بر سردر بهشت به روایت پیامبر امین نگاشته بود : فاطمه امه الله ، فاطمه خیره الله .
مگر نه خداوند به فرشتگان فرموده بود : هذا نور من نوری ، اسکنته فی سمائی و خلقته من عظمتی ... این نوری از نور من است که در آسمانم منزلش بخشیده ام و از عظمتم او را آفریده ام ؟
مگر نه فاطمه شبیه ترین بود به رسول خدا ؟
" ما رایت احدا کان اشبه کلاما وحدیثا من فاطمه برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ."

مگر نه فاطمه آخرین مشایع و اولین مستقبل پیامبر بود ؟
"کان اذا خرج فی غزاه کان آخر عهده بفاطمه علیهاالسلام و اذا رجع کان اول عهده بها ."
مگر نه فاطمه راستگو ترین موجودات بود پس از رسول خدا ؟
"ما رایت احدا قط اصدق من فاطمه سلام الله علیها غیر ابیها ."
مگر نه پاره جگر پیامبر بود و عزیز مسلم خداوند جل و علا ؟
مگر نه ...
چه رازی بود در شهادت زهرا که خانه فرو نریخت ، مدینه زیر و زبر نشد ، عمود خیمه آسمان نشکست و زمین متلاشی نگشت ؟
آفرینش این تحمل از کجا آورده بود ؟
کسی هست در خانه فاطمه پس از او که شاید این راز سربه مهر، به دستهای او گشوده شود .
او اسماء است . محرم اسرار فاطمه است . از او بپرسید شاید پاسخ بگوید .
بگوید که :"آری حسنین سر به پای مادر نهاده بودند و پایه های عرش را به ضجه های خویش می لرزاندند . زینب و ام کلثوم ، کائنات را باموهای خویش پریشان می کردند . چروک بر پیشانی آسمان افتاده بود ، زمین از درد به خود می پیچید ، ناله های فرشتگان داغ پیامبر را دو چندان می کرد . ولی چه بود آنچه آفرینش را بر پای نگاه داشت ؟
در آن شب تغسیل ماه ، من دیدم علی در مامن تاریکی ، سر بر دیوار خانه فاطمه ، سر بر محور آفریتنش ، سر بر عمود آسمان نهاده بود و زار زار می گریست ."

اگر در عاشورا سجاد علیه السلام مشت بر زمین کوفت و آسمان را به آرامش خواند در آن شب علی سر به دیوار کا ئنات ، ملتقای زمین و آسمان ، محور آفرینش می سایید وبا وجود بی قرار خویش ، همه را به آرامش می خواند.
و رفت مظلومیت علی ، پاره های سرخ جگر حسن ، تمامیت حسین ، عاشورای زینب ، و مظهر عطوفت خداوند و سمبل رافت و مهر الهی .
صلی الله علیک یا فاطمه بنت رسوالله
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 0:32
