تبليغاتX
**** **** سربازان آخرین سفیر
سربازان آخرین سفیر
Thu 17 May 2007
شهید محمد ناصر ناصری

 

شهید محمد ناصر ناصری



متولد:7/3/1340 شهادت:17/5/1377 مزار شریف فوق لیسانس مدیریت، دانشگاه تهران



هیچ وقت سیر نخوابید. همیشه كسری كار داشت. گاهی كه خانه

می ماند استراحت كند، تلفن همراهش را خاموش می كردم. وقتی

بیدار می شد، می گفت:چرا تلفن را خاموش كردی؟ این را گرفته ام

كه همیشه در دسترس باشم و هر كسی كه كار داشت، راحت بتواند پیدایم كند.

راوی:همسر شهید

 

TinyPic image


((قدس))


 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 12:9
Wed 25 Apr 2007
از دل غمزده ما همگی بی خبرند ...

 

((نامه ی دختر شهید محمد ناصر ناصری به پدر شهیدش))

 

بابا جان باز سلام

ای پدر جان ، منم زهرایت ، دختر کوچک تو

ای امید منو، ای شاد ی تنهایی من

بخدا این صدمین نامه بود

از چه رو هیچ جوابم ندهی

 

TinyPic image

 

یاد داری که دم رفتن تو ، دامنت بگرفتم

من به تو میگفتم: پدر این بار نرو ، پدر این بار نرو

من همان روز بله فهمیدم ، سفرت طولانیست

از چه رو ای پدرم ، تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی

بخدا خسته شدم ، بخدا خسته شدم ، بخدا  قلب من آزرده شده

چند سال است که من منتظرم

هر صدایی که زدر می آید ، همچو مرغی مجنون ، پا برهنه سوی در تاخته ام

بسکه عکست به بغل بگرفتم

رنگ از روی منو عکس شما هم رفتست

من و داداش رضا ، برسر عکس تو دعوا داریم

او فقط عکس تو را دیده پدر، با جمال تو سخن می گوید

مادرم از تو برایش گفته ، او فقط بوی پدر را ز لباست دارد

بسکه پیراهن تو بوییده ،  بسکه در حال دعا ، روبه سجاده تو اشک فشان نالیده

طاقتش رفته دگر ، پای او سست شده ، دل او بشکسته

بخدا خسته شدیم ،  بخدا خسته شدیم

 

TinyPic image

 

پدرم گر توبیایی بخدا ، من زتو هیچ تقاضا نکنم

لحظه ای از پیشت ، جای دیگر نروم

هر چه دستور دهی ، من بلافاصله انجام دهم

همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم

جان زهرا برگرد ، جان زهرا برگرد

 دائما می گویم : مادرم ، هر که رفتست سفر برگشته

پدر دوست من ، پدر همسایه ، پدران دیگر ، پس چرا او سفرش طولانیست

او کجا رفته مگر ،  او که هرگز دل بی مهر نداشت

او که هر روز مرا می بوسیت ، اوکه میگفت برایش بخدا ، دوری از ما سخت است

 پس چرا دیر نمود ؟

آری من میدانم ،که چرا غمگین است

علت تاخیرش من فقط میدانم

 

TinyPic image

 

اخر اون موقع ، ها حرف قرآن وخدای و دین بود

کربلا بودو هزاران عاشق ، همه ی مسئولین چون رجایی و بهشتی بودند

 حرف یکرنگی بود ، ظاهر و باطن افراد زهم فرق نداشت

همه خواهرها زیر چادر بودند ، صحبت از تقوا بود همه جا زیبا بود

خاک هم بوی شهادت میداد ، جای رقص و آواز ، همه جا صوت دعا می آمد

کوچه ها راست و مردم همه راست ، همگی رو بخدا ، همه خطها روشن ، خوب و خوانا بودند

 حرف از ایمان بود ، حرف از تقوا بود

 اما امروز پدر ، درد و دل بسیار است

 همه آنچه به من میگفتی رنگ دیگر دارد ،  یا بسی کمرنگ است

 منکه میترسم تنها به خیابان بروم

 مادرم میترسد او به من میگوید : در خیابان خطر است ، برسر بعضی ها چادری پیدا نیست

مویشان بیرون است ، همه عینک دارند

به نظر می آید چشمشان معیوب است ، راهشان پیدا نیست

خط کج گشته هنر ،  بی هنرها همگی خوب و هنرمند شده اند

 کج روی محبوب است در مجالس و سخنرانی ها جای زیبای شهیدان خالیست

یا اگر هست از آن بوی ریا می آید ، نامهای شهدا ، روی اماکن ، همه بر میدارند

 

 

از دل غمزده ما همگی بی خبرند یا نه بهتر گویم بر روی اشک

 

یتیمان شهید جنگ شادی دارند

 

TinyPic image

 

 سرقت مال عمومی هنر است ، حرف از آزادیست ، حرف از رابطه با آمریکاست

آری من می دانم علت غصه و اندوه تو بابا این است

پدرم من اینبار می نویسم که اگر باز گشتن ز برایت سخت است ما بیاییم برت تو فقط آدرست را بنویس در کجا منزل توست 

 مادرم میداند

 او به من می گوید : پدرت پیش خداست ، در بهشتی زیبا ، با همه همسفرانش آنجاست ، خانه اش هم زیباست

حضرت خامنه ای هم میگفت : دخترم غصه نخور پدرت خندان است دوستت میدارد تو اگر گریه کنی پدرت هم بخدا میگرید همه شب لحظه خواب پدرت می آید صورتت میبوسد دست برروی سرت می کشد او

 من از آن لحظه دگرشاد و خوشحال شدم ، از خدا می خواهم تا که جان در تنم است تا حیاتی باقیست رهبرم چون پدری بر سر من زنده بود چهره ی زیبایش چون جمال مه تو شاد و پر خنده بود

 من به توقول دهم که دگر ازاین پس این همه اشک غم ازدیده نریزم بابا

 همچو مادر دیگر از فراغ رویت نیمه شب نوحه و زاری نکنم تو فقط ای پدرم از خدایت بطلب که من و مادرو این امت اسلامی ما ، همگی چون تو پدر

 راه ما راه شهیدان باشد دائماً برسر ما سایه رهبرو قرآن باشد

 

TinyPic image

 

پدرم خندان باش

((من به تو مفتخرم من به تو مفتخرم))

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 18:16
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">