Thu 21 Dec 2006
شب یلدا ...
با بهترین آرزوها
امیدوارم غمهایتان به کوتاهی امروز وشادیهاتان به بلندی شب یلدا
باشد
شب یَلدا یا شب چِله آخرین روز آذر ماه، شب اول زمستان و درازترین شب سال است.
ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بزرگتر شده و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبه تاریکی.

می گويند که جشن شب يلدا از آيين مهرپرستی (ميتراييسم) ايرانيان باقی مانده است، آيين پرستش خورشيد، پرستش نور. آيينی که پس از راهيابی به اروپا، در سنت مسيحی، شب تولد عيسی شد و مسيحيان شب تولد مسيح را در همان ايام قرار دادند. چنين است که شب اول زمستان و شب يلدا به تقريب با جشن تولد مسيح (کريسمس) همزمان است.

در سنت های ايرانی شب يلدا، شب اول خلقت و آغاز آفرينش است. اين احتمالاً از آنجا می آيد که مردمان دوران های باستانی از ابتدای زمستان، تغيير طبيعت و طولانی شدن روز و غلبه نور بر تاريکی را به چشم خود مشاهده می کردند، و لابد پس از سالها ممارست يافتن آن شب و آن روز برای آنها ميسر شده است.

ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 23:17
Wed 20 Dec 2006
شهادت امام جواد (ع) تسلیت باد ...
اضافه شدن یک ستاره در آسمان کم شدن یک
خورشید از روی زمین است

شهادت مظلومانه جواد آل محمد(ص)حضرت امام
محمدتقی (ع)راساحت مقدس آقاوولی نعمتمان
ثامن الحج حضرت علی ابن موسی رضا (ع) ،
حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان (عج) و
تمام محبان حضرتش تسلیت باد .
آخر ذیقعده آمد ماه رفت
خنده عشاق هم از یاد رفت
یک گل دیگر زشاخ مصطفی
از میان خاکیان افلاک رفت
نوگل رعنای باغ موسوی
چون پرستو پرکشید آزاد رفت
در جوانی سوخت ابن فاطمه
قلب بابایش رضا صد چاک رفت
ذکر نامش فاتح هر بسته شد
بارگاهش قبله عشاق رفت
ف . سعادتی
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 20:22
Sun 17 Dec 2006
يا امام حسن مجتبي (ع) ...
لا تتجاهد الطلب جهادالغالب و لا تتکل علي القدر اتکال المستسلم
چون شخص پيروز در طلب مكوش، و چون انسان تسليم شده به قَدَر اعتماد مكن
[بلكه با تلاش پيگير و اعتماد و توكّل
به خداوند، كار كن].
امام حسن مجتبي (ع)
روزي امام علي عليه السلام به
فرزندش، امام حسن عليه السلام فرمود:
« پسرم برخيز و سخنراني کن که ميخواهم سخنت را بشنوم.»
حسن فرمود:
«پدرجان چگونه سخن بگويم در حالي که شما را ميبينم؟ نه، من حيا ميکنم.»
علي عليه السلام افرادداخل خانه را جمع کرد و خود به اتاق ديگري رفت؛ به نحوي که
صداي حسن را مي شنيد.
آنگاه امام حسن عليه السلام برخاست و چنين سخنراني کرد:
«سپاس مخصوص پروردگاري است که يگانه است و در اين يگانگي نظير ندارد. او
جادوانه است اما نه به دست کسي ديگر؛ زمام امور را به دست دارد اما بيهيچگونه
مشقت، و آفريننده است بي هيچگونه زحمت. وصفش پايان نمي پذيرد و معرفتش
نهايت ندارد. عزيزي است که ازلي بوده است. همه دلها از هيبتش لرزان و ترسان،
همه خردها ازعزتش حيران،و همه موجودات دربرابرقدرتش خاضع اند.
بر قلب هيچ انساني بلنداي جبروت و قدرت او خطور نمي کند و مردم به عمق جلال و
عظمتش پي نمي برند. کسي قادر نيست از بزرگياش پرده برگيرد و دانشمندان را
کجا توان آن است که با خردهايشان به آن دست يابند.
آگاهترين مردم به اوکسي است که اورا محدودبه صفتي نکند. اوچشمها را ميبينداما
چشمها او را نميبينند. او خداوندنافذ و آگاه است.
اما بعد: همانا علي عليه السلام دري است که هر که از راه او وارد شود مومن و هر
که از راه او خارج شود کافراست. من اين سخنان را مي گويم در حالي که براي خود و
شما از پروردگار بزرگ آمرزش ميطلبم.»
در اين هنگام امير مؤمنان علي عليه السلام از پشت پرده در آمد و پيشاني حسن را
بوسيد و اين آيه را تلاوت فرمود:
« ذريته بعضها من بعض و الله سميع عليم »
(ذريه و تباري که از يکديگرند و خداوند شنوا و داناست.)
اللهم عجل لوليک الفرج
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 12:31
Wed 13 Dec 2006
وخدا فرمود ...
در دستانم دو جعبه دارم که خدا آنها را بمن هدیه داده است.
اوبمن فرمود : غمهایت را در جعبه سیاه وشادیهایت را در جعبه طلایی جمع کن .
من نیز چنین کردم و غمها را در جعبه سیاه ریختم وشادیهایم را در جعبه طلایی !
با وجود اینکه جعبه طلایی روز به روز سنگین تر میشد ، اما از وزن جعبه سیاه کاسته میشد !

در جعبه سیاه را باز کردم وبا تعجب دیدم که ته آن سوراخ است !
جعبه را بخدا نشان دادم و گفتم : پس غمهای من کجا هستند ؟!
خداوند لبخندی زد و فرمود : غمهای تو اینجا هستند ، نزد من !

پرسیدم : خدایا ، چرا این جعبه ها را بمن دادید ؟
چرا این جعبه طلایی و جعبه سوراخ سیاه را ؟
و خداوند فرمود :
بنده ی من ، جعبه طلایی مال آنست که قدر شادیهایت را بدانی و جعبه سیاه از آن جهت تا غمهایت را رها کنی !
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 5:23
Wed 6 Dec 2006
روزي كه در آن دلها و ديدگان دگرگون شود ...
مرداني كه هيچ داد و ستد و خريد و فروشي ايشان را
از ياد خداوند و بر پا داشتن نماز و پرداختن زكات باز
نمي دارد (و) از روزي كه در آن دلها و ديدگان دگرگون
شود، بيمنا كند.
(قرآن کریم)

تفسير:
سخنان علي عليه السلام در شرح آيه فوق:
1- خداوند سبحان ذكر و ياد خود را صيقل و روشنايي دلها قرار داد كه
بسبب آن (اوامر و نواهي او را) بعد از كري مي شنوند، و بعد از تاريكي
(ناداني) مي بينند، و بعد از دشمني و ستيزگي فرمانبر مي گردند
(رضاء و خشنودي او را بدست مي آورند).
2- و همواره براي خدا ـ كه نعمتها و بخششهايش ارجمند است ـ در
پاره از زمان بعد از پاره ديگر و در روزگارهاييكه آثار شرایع در آنها گم
گشته بندگاني است كه در انديشه هاشان با آنان راز مي گويد، و در
حقيقت عقلهاشان با آنها سخن مي فرمايد (هميشه بياد خدا بوده از
راه عقل و بينائي با او در گفتگو هستند) و چراغ (هدايت و رستگاري)
را به روشنايي بيداري و هشياري در ديده ها و گوشها و دلها افروختند
(ياد خدا چون چراغ ديده ها و گوشها و دلهاشان را روشن گردانيد، لذا
غير او چيزي نديده، غير اوامر و نواهيش سخني نشنيده، بغير آنچه او
خواسته دل نمي بندد).
3- روزهاي خدا را (بمردم) يادآوري مي نمايند (سرگذشت پيشينيان را
كه بر اثر معصيت و نافرماني تباه شده اند براي ايشان بيان مي كنند تا
عبرت گيرند)و(آنان را)ازعظمت وبزرگواري اومي ترسانند(مي گويند از
خدا بترسيد و مرتكب گناه نشويد كه او حاضر و بينا است و بر هلاك
شما قادر و توانا) آنان مانند راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كه از
وسط راه برود (به عدل و درستي رفتار كند) راه او را مي ستايند، و
برهائي (از گمراهي) مژده اش مي دهند، و هر كه به طرف راست و
چپ برود (در هر امر افراط و تفريط پيش گيرد) راه را براي او مذمت
كرده ازتباه شدن برحذرش مي دارند،وآنها با اين اوصاف چراغهاي آن
تاريكيها (ي ناداني) و راهنمايان آن شبهه ها (ي گمراهي) هستند.
4- و به تحقيق براي ياد خدا نمودن اهلي است كه آنرا عوض دنيا فرا
گرفته اند، و ايشان را بازرگاني و خريد و فروش از آن مشغول نمي
سازد، روزهاي زندگاني را با ياد خدا بسر مي برند، و به سخنان منع
كننده ازآنچه خداحرام ونهي فرموده درگوشهاي بيخبران بانگ ميزنند، و
به عدل و درستي امر كرده خود آنرا انجام
مي دهند، و از ناپسند (گفتار و كردار زشت) نهي نموده خود آنرا بجا
نمي آورند، و (چنان به آخرت ايمان و يقين دارند كه).
5- گويا دنيا را به پايان رسانده و به آخرت وارد شده و در آنجه مي
باشند، و آنچه در پي دنيا است (امور آخرت كه ديگران از آنها آگاه
نيستند) به چشم ديده اند، و مانند آنكه بر احوال پنهان اهل برزخ در
مدت اقامت آنجا آگاهند، و قيامت وعده هايش را بر ايشان ثابت نموده
است (شك و ترديد ندارند) پس پردة از آن اوضاع را از جلو مردم دنيا
برداشته اند (آنچه را بنور ايمان و يقين ديده اند فاش كرده اند) بطوري
كه گويا ايشان مي بينند آنرا كه مردم نمي بينند، و مي شنوند آنرا كه
ديگران نمي شنوند.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 5:7
Sat 2 Dec 2006
میلاد امام رضا (ع) ...

میلاد باسعادت هشتمین فخر کائنات آقا و ولی نعمتمان ثامن الحج حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک باد.
دوباره غربت دلم
به غربتت بهانه شد
دوباره غم شد وشکست
هزارو یک ترانه شد
ببین که هر ترانه اش
شکفته غربتی دگر
ز شعله شعله پر کشید
هزارو یک بهانه شد
دوباره غربت دلم ، نشست روی گونه ام
شبی ز قطره قطره اشک ، زدیده ام روانه شد

نمی رسد صدای من به گوش مردمان شهر
بگو به غم خبر دهند، دلم کبوترانه شد
نمی خرد دگر کسی ، دل شکسته مرا
دلی که بند بند او نوای عاشقانه شد
زقطره گو چه می شود، که پر کشم به سوی تو
بگو چگونه می شود ، چگونه جاودانه شد
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 21:47
Wed 29 Nov 2006
اي دل طوفانيم آرام باش ...
اي دل طوفانيم آرام باش
يک تپش با طبع من همگام باش
واژه هايم را پر از احساس کن
ديده را از اشک پر الماس کن
وا کن از پاي قلم زنجير را
بشکن اين بغض شب دلگير را
تا نويسم از چنين هنگامه اي
سوي آن صحرا نشسته نامهاي
کعبه آباد حجاز من توئي
مستحبات نماز من توئي
اي تو آرام دل هر بي شکيب
مستجاب آخرين امن يجيب
يادت اي قامت قيامت هر کجا
کرده غوغاي قيامت را بپا
صبح جمعه رقص شور انگيز باد
حلقه زلف تو را آرد به ياد

چيست اين دلشوره هاي بيکران
پشت کاشي هاي سبز جمکران
کشتي اميد در گل تا به کي
بانگ اللهم عجل تا به کي
تا به کي از داغ هجران تو صبر
جلوه کن اي آفتاب پشت ابر
اشکهايم هر پگاه انتظار
گل کند در وعده گاه انتظار
کاروان سالار لختي صبر کن
يوسفي دارم به چاه انتظار
کي به درياي ظهورت مي رسد
زورق اين آبراه انتظار
بي تو در سرماي شب بي طاقتند
کودکان بي پناه انتظار
کاش مست چشم نازت مي شدم
ريشه اي از جانمازت مي شدم
کاش برگردي که باز آيد بهار
کاش گردد دست بوست ذوالفقار
کاش يکدم ميهمانت مي شدم
نيمهي شب روضه خوانت مي شدم
کاش يک ساعت عنان گيرت شوم
يا جوان مرگ تو يا پيرت شوم

دادم از کف جمله صبر و تاب را
تا که بوسيدم کف سرداب را
بانگ هل من ناصر از کعبه برآر
کعبه را از اين سيه پوشي در آر
ذوالفقار حيدري را تاب ده
کافران را بيم از مرداب ده
خيز و بر هم زن همه آرامشان
کام شيرين تلخ کن بر کامشان
محو کن فرعونيان نيل را
از فلسطين نقش اسرائيل را
کربلاي ديگري آغاز کن
روزه صبر خدا را باز کن
کودک ششماهه را خوابي رسان
خيمه هاي تشنه را آبي رسان
اهل بيت عشق را درياب زود
خيمه عباس مانده بي عمود
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 21:30
Fri 24 Nov 2006
میلاد حضرت معصومه (س)
ولادت بانوي معظمه مهين دخت هفتمين خورشيد فلک امامت حضرت فاطمه
معصومه (س) گوهر مهر وعاطفه
به ساحت مقدس بقيه الله العظم ارواحنا فدا و تمام عاشقان درگاهش تبريک وتهنيت
بادکه از رهروان صديق حضرتش
باشيم.

ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 15:0