تبليغاتX
**** **** سربازان آخرین سفیر
سربازان آخرین سفیر
Fri 25 Jul 2008
تشیع بر حق ، بر صلاح و براصلاح است...

 

دبیر بنیاد غدیر خطاب به اهل سنت گفت:ما وحدت را حفظ مي كنيم و در اين رابطه

باحقانیت شیعه گفتگو مي كنيم.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد ، آیت الله ابوالقاسم خزعلی ظهر امروز در

همایش فرهنگی آموزشی اندیشه های آسمانی گفت: تشیع بر حق ، بر صلاح و

براصلاح است ، درست است که اهل سنت غدیر را فراموش کرده اما ما با آنها

پیوست و وحدت داریم.


وی با اشاره به روایتی از حضرت علی (ع) خطاب به ابوبکر که فرمودند: " حق با من

است و تو برمن ستم میکنی و حق مرا می گیری اما من تسلیمم مادامی که وحدت

مسلمانان حفظ شود" اذعان داشت: ما نیز به پیروی از مولایمان تسلیمیم مادامی که

وحدتمان حفظ شود و همگی در برابر اسراییل و آمریکا بایستیم.

 

وی در ادامه گفت: ما خشونت به خرج نمی دهیم چرا که حق با ماست و ما مطلب را

می فهمیم لذا اگر هم تمایل داشتید در این رابطه در تلویزیون با شما صحبت خواهیم

کرد.

 

آیت الله خزعلی در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین تثبیت پرداخت و گفت: پیامبر

عظیم الشان اسلام فردی دارای تثبیت بودند که در طول 23 سال نبوت خویش کاری را

انجام داد که در تاریخ بشر بی نظیر است.

 

وی با اشاره به آیات 120 سوره مبارکه هود و 23 سوره مبارکه فرقان گفت: خداوند

نخست سرگذشت مردان بزرگ تاریخ را برای پیامبر بازگو کرد و سپس قرآن را به

صورت تدریجی بر ایشان نازل نمود تا قلب وی را تثبیت و قدرتمند تر سازد.

 

عضو مجلس خبرگان رهبری با روایت داستانی از حضرت علی (ع) و خاندان ایشان

دادن مال در راه خدا و برای رضای وی را یکی دیگر از راههای تثبیت برشمرد و گفت:

در این باره خداوند سوره مبارکه انسان را برای تشکر ازکوشش این خاندان نازل

فرمود.


وی امام خمینی (ره) ، شهید مطهری و شهید بهشتی را نیز نمونه از انسان های

تثبیت یافته عصر ما یاد کرد و گفت: بزرگترین نعمتی را که من برای خود حساب می

کنم برخورداری از محضر عالیقدر امام خمینی (ره) است.


وی ادامه داد: ایشان دارای روحیه ای بلند و قوی و نیرومند بود و با حرکت خود جهان

را تغییر داد ، علی(ع) امام را ساخت و امام شهید بهشتی و امثال ایشان را .



وی در پایان خطاب به جوانان حاضر در همایش گفت: اطمینان داشته باشید شما

جوانان شیعه امروز برنده اید و اعتماد داشته باشید که انقلابتان به انقلاب حضرت

صاحب الامر(عج) گره بزنید.

 

http://www.shabestan.ir/newsdetail.asp?newsid=87050412541749&code=58


 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 19:51
Tue 22 Jul 2008
مهدویت ...

 

 

 

 

معاون امور شعب بنیاد فرهنگی حضرت مهدی (عج) تاکید کرد: مسجدی ها باید مهدی محور و زمینه ساز ظهور شده و پرداختن به مهدویت  یکی از دغدغه های آنها باشد.


حجت الاسلام محمد صادق کفیل ظهر امروز 31تیر ماه در تالار ابن هیثم مشهد با بیان مطلب فوق پیرامون بحث مهدویت اظهار داشت: با توجه به اهمیت موضوع مهدویت برای جامعه بشری  گروهی از ما بجای پرداختن به راههای تعجیل در ظهور  و تامل در ادعیه های وارد شده پیرامون آن  به دنبال راههای دیدار امام زمان (عج) و خواب دیدن حضرت می باشند و این  در حالی است که غربیها با استفاده از ابزار هنری و سرگرمی به جنگ با مهدویت پرداخته و در صدد از بین بردن آن می باشند.

 

وی با اشاره به این موضوع که امروز پرفروشترین کتابها  و مجلات پیرامون امام زمان (عج)  آنهایی است که مرتبط با ملاقات حضرت می باشد، عنوان کرد: دیدار امام امکان دارد و مطلوب است اما وظیفه نیست بلکه اصل رضایت حضرت می باشد که متاسفانه امروزه در این رابطه برخی دکان باز کرده و با گفتن اکاذیب پیرامون دیدن امام زمان (عج) عده ای را به دور خود جمع می کنند که در این زمینه باید فکر اساسی شود.

 

حجت الاسلام کفیل با بیان این مطلب که امروز برخی از بحثهای مهدوی در کنار حسنهایی که دارد با آسیب روبرو است گفت: ترویج انتظار منفی، تعیین وقت برای ظهور ،ارائه تصویر خشن و عامل خونریزی از امام زمان(عج) ، ترجمه غلط از غیبت، ملاقات گرایی و مدعیان دروغین مهدویت، وتطبیق دادن حوادث و اتفاقات با علائم زمان ظهور و پرداختن به مباحث غیر ضروری  از آسیبهای جدی در بحثهای مهدوی می باشد.

وی با بیان این مطلب که ما نمی دانیم لحظه ظهور چه زمانی است تا چه رسد به آنکه تکنولوژی امروز را با آن تطبیق دهیم  ادامه داد: پرداختن به علائم زمان ظهور و یا ازدواج امام زمان و.. از بحثهای غیر ضروری در مباحث مهدوی است که هر روز نوع جدید آن به میدان می آید.

 

حجت الاسلام کفیل با اشاره به اکاذیب برخی مداحان واجازه خواستن آنها  از حضرت در مجالس  روضه خوانی برای شور بیشتر جلسه، و یا بشقاب در سفره گذاشتن برای امام عصر(عج) در بعضی مناطق و ... گفت: ارتباط امام (عج) از نوع فیزیکی نیست بلکه اعمال ما به حضور امام زمان (عج) عرضه می شود که متاسفانه غیبت برای عده ای نادرست ترجمه شده و این امر باید برای جوانان و عموم مردم تبیین شود.

 

وی با بیان این مطلب که مسجدی ها باید مهدی محور و زمینه ساز ظهور باشند اظهار داشت: اگر پرداختن به مهدویت  یکی از دغدغه های مسجدی ها شود مطمئن باشید که این دغدغه در مسئولان نیز ایجاد خواهد شد.

معاون امور شعب بنیاد فرهنگی حضرت مهدی (عج) در ادامه پرداختن به موضوع مهدویت را در دانشگاهها و آموزش و پرورش ضروری دانسته و  گفت: دانش آموزان ما در مقاطع تحصیلی کمتر از 20 صفحه با امام زمان (عج) آشنا می شوند و دانشجویان رشته معارف نیز حتی یک صفحه در ارتباط با مباحث مهدوی نمی خوانند که باید به این امر توجه خاصی شود.

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 14:46
Mon 31 Mar 2008
خداوندا دعای مارا اجابت فرما ...

 

خــــــــــــــــــــدای من ! ...

 

خدای من ! در آن هنگام که به سوی تو سر بر می دارم ملکوت اعلای تو را از دیدگان خویش در ورای سه پرده پنهان می بینم و این سه پرده را هم خود با دست خویشتن بر آویخته ام .

 

 

نخستین ، پرده ای که نگذارد دیده به دیدار تو بگشایم عصیان من از فرمان توست .

 

پرده دوم ؛ آن است که در ارتکاب منهیات و ملاهی بروی خویش کشیده ام و خود را از عنایت و مرحمت تو بدور داشته ام .

 

و پرده سوم ؛ پرده غفلت من است ، غفلتی که در ادای شکر و سپاس تو ورزیده ام . نعمت یافته ام  و شکر نعمت به جای نیاورده ام .

 

موهبت دیده ام و از سپاس موهبت باز مانده ام و ولی از رحمت تو نومید نیستم زیرا به فضل عمیم و رحمت وسیع تو چشم طمع دوخته ام .

 

تفضلت من را امید وار می کند و ترحمت مرا به سوی تو می راند .

 

من نیز بنده ای از بندگان گناهکار تو باشم که به درگاه تو روی نهاده ام و با حسن ظن و رجاء واثق خویش دست طلب به آسمان ها  برداشته ام .

 

تو آنچه از عطایا و مواهب فرستی همه تفضل و ترحم باشد و نعمت های تو یکجا برایگان انعام شوند .

 

اینک مرا ببین که در پیشگاه عزت و عظمت تو در منتهای ذلت و مستمندی ایستاده ام و با همه شرمی که از گناهان خویش دارم  باز هم به امید مرحمتت کف سئوال من گشوده است .

 

پرودگارا ! به معاصی خویش اعتراف دارم و از پرده هایی که میان خود و ملکوت اعلای خود بیاویخته ام شرمسار و پشیمانم .

 

خداوندا ! در این هنگام که لبهای لرزان خویش را با اعتراف گشوده ام و با آنچه از دست و زبان من با نکوهیدگی گذشته است اقرار آورده ام ، آیا اعتراف عاجزانه و اقرار شرمسارانه ام به من سودی خواهد بخشید ؟

 

آیا این اقرار و اعتراف جان مرا از کیفر کردارم نجات خواهد داد ؟

 

آیا بنده ذلیل و زبون خود را خواهی بخشید یا همچنان مرا مستحق عقاب و عذاب خواهی دانست و به جای مهر بر جان من قهر روا خواهی داشت ؟

 

خدای من ! من نه آن باشم که از درگاه تو نومید باز گردم زیرا همیشه در های توبت و انابت را بروی خویش گشوده می بینم .

 

من آن بنده ضعیف و ذلیل باشم که بر نفس خویش ستم روا داشته ام و حرمت پروردگار خویش را که معبود بی همتای من است فرو گذاشته ام .

 

گناهان من بسیار است و شانه های من در زیر بار معاصی فرو خمیده و بال و پر روح مرا در هم شکسته است .

 

 

من آن موجود مستمندم که روزگارم در ملاهی و مناهی بسر آمده و عمرم به پایان رسیده است . همی بینم که دیگر فرصتی برای عبادتم نمانده و مهلتی از اجل بی امان نتوانم گرفت .

 

من آن بنده ذلیل تو باشم که که می دانم جز تو بتو پناهی ندارم و از دست تو جز به درگاه تو راه فراری به رویم باز نیست .

 

هم اکنون قلب و زبان من هر دو به استغفار گشوده شده اند و بازوان خطاکار من بسوی رحمت واسعه تو باز مانده است .

 

باآهنگی دردناک بدرگاه تو می نالم و سر بینوایی و بیچارگی  در پیشگاه تو فرود می آورم .

 

زانوان من از هیبت کبریای تو و وحشت گناهان خویش می لرزد و اشکاهای ندامت بر چشمهایم می دود .

 

تو را می خوانم ای خدای من !...

 

که اجابت دعایم را ضمانت کرده ای و به من نوید رحمت و عنایت داده ای چه بسیار کس که بیش از من معصیت کرده اند و نعمت مغفرت تو را دریافته اند .

 

چه بسیار پیشانی شرمسار و چهره شرمگین که در پیشگاه تو بر خاک استغفار و اعتذار عرق توبت ریخته و بالاخره خشنود و خرسند سر از خاک برداشته اند .

 

من تو را آنچنان بخشنده و بخشاینده می بینم که می دانم از گناه بزرگ گذشتن ، بر تو دشوار نیست و کردار ناستوده ما را نا دیده انگاشتن ، ذات اقدس تو را گران نیاید .

 

تو از بندگان خویش نافرمانی ها بینی و اغماض فرمایی و دوست می داری که بنده ای دورا ز استکبار و استغنا لب به استغفار بگشاید و همچنان پرهیز کار و پارسا بماند .

 

من اکنون در پیشگاه تو از نخوت و کبر دوری می جویم و در پناه تو از شر وسوسه نفس و جاذبه معصیت می گریزم .

 

از تقصیری که در ادای طاعاتت روا داشته ام توبه می کنم و به خاطر عجز و قصوری که مرا از ایفای بندگی باز داشته از تو کمک می خواهم تا آنچنان که شایسته عبودیت باشد بدرگاه الوهیت تو بندگی آورم .

 

پروردگارا ! بر محمد (ص) و خاندان پاکش درود و رحمت بفرست و به من نیروی طاعت و بندگیت را عطاکن و از کیفری که سزاوار من است معافم فرما .

 

خدایا ! از عذاب و عقابی که گناهکاران را به وحشت می اندازد پناهم ده که می دانم چنین خواهی کرد زیرا بخشش و بخشایش به توبرازنده باشد و گذشت و اغماض از گناهان ما بر تو گران نیاید .

 

ترا کائنات به صفت  رحمت و مغفرت شناخته و ماسوای تو به تو چشم امید دوخته است .

 

جز تو از هیچ کس حاجت نخواهم و جز تو هیچکس را بخشنده گناهان خویش نشناسم و تنها از قهر و خشم تو بر نفس خود نگرانم .

 

پروردگارا به من کمک کن تا تو را بشناسم و به پیشگاه الهیت تو گردن طاعت و عبادت فرو شکنم و بر قسمت خویش که بارضای تو مقرون است قناعت کنم .

 

و چنان کن که همواره شیوه من شکر تو و عادتم ذکر توباشد و با اطمینان و اعتماد سرشت خود را دریابم و آنچه تو خواهی بخواهم .

 

ای پرودرگار جهان و جهانیان ! فضل تو عظیم و قدرتت بی مانند است .

 

جهان در بند تو  وجهانیان در بند تو باشند

 

خدای من دعای ما را اجابت فرما ...

 

 

 

برگرفته از کتاب زبور آل محمد (صحیفه کامله سجادیه )

 با اندکی تصرف و تلخیص (با تشکر از م. س)

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 12:30
Thu 6 Mar 2008
قربون کبوترای حرمت امام رضا(ع) ...

رحلت جانگداز خاتم پیامبران

 رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص)

 و فرزند برومندشان حضرت امام حسن مجتبی (ع)

و آقا ولی نعمتمان شمس توس انیس و نفوس

حضرت ثامن الائمه امام رضا (ع)

 بر تمام عاشقانشان تسلیت باد.

بنفسی انت یا ابا صالح المهدی (عج)

این الحسن این الحسین این ابنا الحسین

 یاد امام و شهدا دل و میبره کرب و بلا

بعضی شبا وقتی بابام کنج دلش غوغا میشه

یا بعضی وقتا دل شب وقتی که از خواب پا میشه

میره یه گوشه میشینه

 آلبومشو  وا میکنه

خوب میدونم  گم شدشو تو عکسا پیدا میکنه

درد و دل این روزاشو با اونا نجوا میکنه

 

 

میگم بابا اینا کین که با لباس خاکین

اما هزار تا کهکشون

سرتاسر هفت آسمون مونده به زیره پرشون

 

 

می گیه پسر نور دلم باغ گلم همه حاصلم

الهی هیچ مسافری از رفیقاش جا نمونه

توهم  دعا کن که بابات غریب و تنها نمونه

بعد امام و شهدا زیاد تو دنیا نمونه

به کی بگم چچور بگم

بعضیاشون تو بیداری

بعضی هاشون تو رویاها

چهره مولا را دیدند

جلوه ی آقا رو دیدند

یوسف زهرا(س) رو دیدند

یارو دیدند یارو دیدند جلوه ی دلدارو دیدند

 

 

میگم بابا چرا هروقتی که شما میون کل جبهه ها اسم شلمچه که میاد

چه سریه چه رازیه

باری برافروخته میشید

 مثل یک پروانه ی پرسوخته میشید

هرجای عالم که باشید

 دوباره از دستای بسته می خونید

دوباره از بازوی خسته میخونید

دوباره از پهلو شکسته می خونید

 

میگه پسرم 

ای پسرم نمک نزن

بازم به زخم جگرم

سرتاسر جبهه همش نور تجلی ی خدا بود بخدا

آخر دنیا بود به خدا

کرب و بلا بود بخدا

حضرت زهرای بتول(س)  با اینکه با نوکرشیم مادر ما بود بخدا

 شبه حمله هم همه بود

روی لبا زمزمه بود

هی تو دلا واهمه بود

دعوا سر سربند یافاطمه(س)  بود

ذکر لبا وقتی که یا زهرا (س) میشد همه گره هامون وا میشد

میون کل جبهه ها شلمچه بیشتر از همه  گرفته بوی فاطمه(س)

 

 

این رفیقم که میبینی نفسای آخرشه

این رفیقم که میبینی میون داره هیئتا بود

بی ریا بود

با صفا بود

از اون ابلفضلیا بود

 این رفیقم پور احمده

 تو عاشقا سراومده

 دیگه مثلش نیومده

عاشق باصفایی بود

خیلی امام رضایی بود

این رفیقم که می بینی همیشه بود همسفرم

زیرآتیش بود سپرم

 عزیزتر از برادرم

 نور دو چشمون ترم

وقت وداع آخرش میگفت بگو به  مادرم

همیشه خواستم از خدا که برنگرده پیکرم

حالا هزارتا کاروان شهید آوردن برامون هنوز ازش بی خبرند هنوز ازش بی خبرند

این رفیقم که میبینی مرغ سحر بود بخدا

مرد خطر بود به خدا

اهل نظر بود بخدا

نیمه شب تو سجاده دیده تر بود بخدا

یک شب توی میدون مین دیدم بی سربود بخدا

مرد خطر بود بخدا

 

این رفیقم که میبینی غلام علی روضه خونه نوحه خونه

وقتی دل بابات میگیره شعرای اونو میخونه  شعرای اونو میخونه

آخرش حاجتمو من میگیرم یک روز از عشق تو مولا میمیرم

عاشقی دردیه درمون نداره

دل عاشق سرو سامون نداره

قربون کبوترای حرمت امام رضا(ع) قربون این همه لطف و کرمت

 امام رضا(ع)

 

 

برگرفته از :مداحی حاج سعید حدادیان

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 13:49
Thu 17 Jan 2008
السلام علیک یا ابا عبدلله الحسین ...

 

 

این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار ، دلها را می شکند و بی اختیار اشک را در پشت پلکها بی قرار می کند ؟

این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره مقدس تو بر قلبها می نشاند و جگر هارا خواه  نا خواه  به آتش می کشاند ؟

آدم (ع) که برای پذیرش توبه خویش خداوند را به اسماء حسنای او سوگند می داد وقتی به نام تو رسید یا قدیم الاحسان بحق الحسین بی اختیار دلش شکست . برای اول بار حضور اشک را در چشمها تجربه کرد ، از جبرئیل پرسید که چه سری است در این نام  که فرق دل را می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند ؟

آنگاه که جبرئیل (ع) مصیبت عاشورای تو را بیان کرد آدم سیر گریست و تازه پی به راز (( انی اعلم مالا تعلمون )) خداوند برد .

این گریه دست ما نیست . اختیار اشک در این مصیبت با ما نیست ، دل ما سنگ هم که باشد در مصیبت تو ،نه میشکند که  خون می شود ، کدام سنگ را روز عاشورا از زمین برداشتند و دلش را خونین ندیدند ؟

چگونه می شود که تو بر فراز قله حقیقت بایستی و فریاد بزنی (( هل من ناصر ینصرنی )) و ما در حسرت این چهارده قرن دیرتر رسیدن به عاشورای تو ، در حسرت چهارده قرن دیرتر شنیدن فریاد استمداد تو ، در خویش مچاله نشویم ؟

 

 

 

آنها که یک روز به عاشورای تو رسیدند مگر نه  تا آخر عمر در آتش حسرت گداخته شدند ؟

یا لیتنا کنا معک به خدا تعارف نیست ، ما چهارده قرن در عدم ، از غم این عقب ماندگی خویش خون دل خوردیم .

تو در پاسخ زینب که در آخرین لحظات عرضه داشت : ( اعزمت للموت ؟ ) گفته باشی : ( چگونه عزم مرگ نکند آن کس که میان خیل کفار بی  یاور و معین  مانده است  ؟ ) و ما آتش نگیریم از این کلام ؟

تو به قمر بنی هاشم گفته باشی (( الان انکسر ظهری و قلت حیلتی )) و پشت آسمان از هم نشکند و قلب اضطرار از هم ندرد ؟

 

 چگونه مکن است تو به سکینه گفته باشی : ((لا تحرقی قلبی )) و قلب ما از آتش نهفته در تک تک  حروف این کلام  خاکستر نشود ؟

سجاد تو ، این معنای آیه فاستقم ، بر دروازه شام گفته باشد: (یا لیت امی لم تلدنی) و ما از شرم زنده بودن خویش نمیریم ؟

تو پاره جگر خویش را بر دست گرفته باشی و خون آن عزیز را بر آسمان بپاشی و آنگاه بگویی : ((آنچه این مصیبت را بر من آسان می کند در نظر معشوق بودن آن است )) و ما تحمل این مصیبت که بالهای ملائک را از اشکهایشان تر کرد چگونه بتوانیم ؟

دشمن تو لعنت الله علیه در آستانه قتلگاه گفته باشد (( شغلتنی نور وجهه عن التفکر  فی قتله )) وما ... وما ... دلهایمان همیشه شکسته است و اشک در پشت پلکهایمان هماره بی قراری می کند .

 

 

لایوم کیومک یا ابا عبدلله

 

نوشته : سید مهدی شجاعی برگرفته از کتاب خداکند تو بیایی با اندکی تصرف


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 15:15
Mon 19 Nov 2007
میلاد امام رضا (ع) تهنیت باد ...

 

میلاد باسعادت

شمس الشموس انیس النفوس سلطان ارض توس امام هشتم  حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) محضر امام عصر حضرت مهدی (عج)  و تمام عاشقان حضرتش تبریک و تهنیت باد .

 

 

 

 

 

" اسیر یک نگاه تو "

 

پرنده نگاه من اسیر یک نگاه تو

فدای آن دو چشم تو چرا نگه نمی کنی؟

 

نگه به هر که دوختم گناه بود و ناثواب

نگاه تو دوای من چرا  نگه نمی کنی؟

 

چشم امید بسته ام به لطف بی حساب تو

ای به فدای لطف تو چرا نگه نمی کنی؟

 

کعبه ی من ضریح تو، رضایتت امید من

ای شه کعبه و منا چرا نگه نمی کنی؟

 

 

ای گل باغ مصطفی سید علی موسی الرضا

ذکر تو آیه شفا چرا نگه نمی کنی؟

 

ای که حریم قدس تو جایگه ملائکه

من به فدای خانه ات چرا نگه نمی کنی؟

 

ای که غریب بوده ای مثال مادرت بتول

چرا به غربت دلم تو یک  نگه نمی کنی؟

 

میان صحنهای تو صفا و مروه کرده ام

صفای چشم خسته ام چرا نگه نمی کنی؟

 

تو رمز استجابت و کلید قفل بسته ای

چرا به کار بسته ام تو یک نگه نمی کنی؟

 

سخن رسید اینچنین چگونه آمدی حرم

دگر نگو نگو نگو چرا نگه نمی کنی؟

 

پای چو در حرم نهی اراده و نگاه اوست

دگر نگو نگو نگو چرا نگه نمی کنی؟

 

شاعره "  ف . سعادتی "

 

التماس دعا

 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 21:38