Fri 3 Jul 2009
روز پدر گرامي باد ...
به ياد پدراني كه هنوز زخم سالهاي دفاع مقدس را با خود دارند...
پـــدر
جمله اش مبتدا نمی خواهد
لحظه هایش پر از خبر شده است
تیتر های عریض تر بنویس
سرفه هایش شدید تر شده است
بنویسید ((داشت می سوزد …! ))
بنویسید((داشت می میرید …! ))
در نفس های لخته این مرد
گاز اعصاب شعله ور شده است
چشم هایش دو تیله ساعت
دست هایش دوتکه چوب ، آری
دوست دارد بغل کند اورا
تازه این روزها پدر شده است
دوست دارد بغل کند او را
دوست دارد که حس کند او را
دوست دارد که حس کند ، بابا
دیگر آماده سفر شده است
گاه خیره به دور می گرید
گاه خیره به خویش می خندد
گریه و خنده هر دو را عشق است
عشق این گونه درد سر شده است
بیست و یک سال روی موج جنون
بیست و یک سال ربنایش خون
و دعایی که مرگ می خواهد ... ،
و دعایی که بی اثر شده است ...
التماس دعا
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 10:4
Fri 3 Apr 2009
سال جدید مبارک این نوروز هم آمد اما...
سال جدید مبارک
این نوروز هم آمد اما... أين مثل مالك؟ أين عمار؟ أين ذوالشهادتين؟
كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتين؟
ديرگاهي پيش بود كه صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود. سئوالي كه جوابي در پي نداشت.
روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي روزگار،عاشورا!
آن روز هم، امام ديگري بود و نداي ديگري:« هل من ناصر ينصرني؟ » اين ندا هم زماني بر آمد كه ابوالفضل علمدار، علي اكبر، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسين (ع) به خون غلتيده بودند و او سرداري بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهاي فروافتاده، دستهاي به عقب كشيده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده اي كه به دنبال محل فراري چون زمين هستند نا از تيررس نگاه امام فرار كنند. بجز 72 تن؟! همين !
آيا جواب سؤالي بدان عظمت، سئوالي كه زمين و زمان، فرشتگان و ملايك براي جوابش هروله مي كردند، همين بود؟!
نه ! نبود !و از همين رو بود كه علي جوابش را از محراب با فرق خونينش گرفت و حسين بر سر نيزه !
آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز نيز روز امام ديگري است. اما همچنان همان سئوال باقي است :
- كجاست ياريگري كه به ياري امامش بشتابد؟
و جواب نيز همان ! سكوت !خجلت ! غلفت ! ترس !
ديگرگاهي است كه هر روز ندايي در صحن دل شيعيان مي پيچد :
« كجاست ياريگري كه به ياري مهدي بشتابد؟!»
« یابن الحسن روحی فداک کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو»
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 10:5
Tue 10 Feb 2009
خبرنگاران هم احساس دارند...
( خبر نگارها هم احساس دارند )
وی از صحنه شهادت همکارانش در سانحه هوایی هواپیمای سی ۱۳۰ عکس می گیرد
یادشان گرامی و راهشان جاودان باد

ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : منتظر لحظه ظهور در ساعت 20:43